قوانین حسابداری ذخیره مطالبات مشکوک الوصول


برای سوخت شدن بخشی از حساب های دریافتنی استانداردهای ایران روش ذخیره گیری را قبول می کند و علت آن رعایت اصل تطابق هزینه ها و درآمدها می باشد.
پذیرش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول مشروط به رعایت موارد مندرج در بند 11 ماده 148 قانون مالیاتهای مستقیم می باشد. براساس مفاد آئين نامه اجرائي موضوع بند (11) ماده 148 اصلاحی قانون مالياتهاي مستقيم مصوب 27/11/1380،هزينه مطالبات مشكوك الوصول و منظور نمودن ذخيره آن در صورت رعايت شرايط زير در حساب مالياتی قابل قبول خواهد بود:‎
• هزينه منظور شده براي مطالبات مشكوک الوصول منحصراً بايد در ارتباط با فعاليت موسسه باشد.‎
• ميزان ذخيره مطالبات مشكوک الوصول براي هر يك از بدهكاران كه احتمال لاوصول بودن طلب آن موجود باشد به صورت جداگانه مشخص و تعيين شده باشد.‎
• اسناد و مدارک مربوط به احتمال لاوصول ماندن طلب موسسه كه براي آن ذخيره منظور شده است از كفايت لازم برخوردار باشد.‎
• هزينه مطالباتی كه مربوط به طلب از كارمندان، مديران، سهامداران يا شركاء و شركتهاي تابعه می باشد قابل قبول نخواهد بود.‎
• چنانچه مطالبات موسسه از پوشش بيمه ای برخوردار باشد، در صورت لاوصول بودن آن، مازاد ميزان پوشش بيمه ای قابل قبول براي ايجاد ذخيره خواهد بود.‎
• ذخيره ايجاد شده برای مطالبات مشكوک الوصول بايستي در دفاتر موسسه به حساب مخصوص منظور شده باشد، تا زماني كه طلب وصول گردد يا لاوصول بودن آن محقق شود.‎
• مطالبات لاوصول به شرط اثبات آن به موجب اسناد و مدارک مثبته تا ميزان ذخيره مطالبات مشكوک الوصول از محل مزبور تأمين و در صورت مازاد بر ميزان ذخيره، در هزينه سال مورد رسيدگي كه لاوصول شدن آن محقق شود، قابل احتساب خواهد بود.

نحوه ثبت ذخیره مطالبات مشکوک الوصول

در مورد مطالبات سوخت شده در سیستم حذف مستقیم باید ثبت ذیر انجام شود:‎
          هزینه مطالبات سوخت شده xxx‎
                                      حساب های دریافتنی xxx ‎‎
          شرح سند: بابت سوخت شدن مطالبات لاوصول

در مورد مطالبات سوخت شده در سیستم ایجاد ذخیره باید ثبت ذیر انجام شود:
در زمان ایجاد ذخیره:‎
          هزینه مطالبات مشکوک الوصول xxx‎
                                          ذخیره مطالبات مشکوک الوصول xxx

در زمان سوخت شدن مطالبات:‎
          ذخیره مطالبات مشکوک الوصول xxx‎
                                          حسابهای دریافتنی xxx

در زمان دریافت مطالباتی که قبلا سوخت شده دو ثبت زیر را همزمان می زنیم:‎
          حسابهای دریافتنی xxx‎
                                ذخیره مطالبات مشکوک الوصول xxx‎
                             •••••‎
          بانک xxx‎
                    حسابهای دریافتنی xxx

در پایان هر دوره مانده ذخیره تعدیل می شود اگر مانده حساب مطالبات مشکوک الوصول برای سال بعد کمتر از حد نیاز باشد در این صورت به میزان اختلاف این دو عدد با هم ثبت زیر زده می شود:‎
          هزینه مطالبات مشکوک الوصول xxx‎
                                          ذخیره مطالبات مشکوک الوصول xxx

حال اگر مانده حساب مطالبات مشکوک الوصول برای سال بعد بیشتر از حد نیاز باشد در این صورت به میزان اختلاف این دو عدد با هم ثبت زیر زده می شود:‎
          ذخیره مطالبات مشکوک الوصول xxx‎
                                          سایر درآمدها xxx

مبلغ ذخیره مطالبات مشکوک الوصول از دو دیدگاه مختلف و با چهار روش به شرح زیر برآورد می شود:‎
1. دیدگاه صورتحساب سود و زیان(برآورد هزینه ی اعطای اعتبار مشتریان):‎
• روش درصدی از فروش نسیه‎
‎• روش درصدی از مجموع فروش(نقد و نسیه)
2. دیدگاه ترازنامه(برآورد ارزش مطالبات)
• روش درصدی از حساب های دریافتنی‎
• روش جدول تجزیه سنی حساب های دریافتنی

تنخواه گردان و دستورالعمل

دستورالعمل تنخواه گردان

در اجراي آيين نامه مالي و بمنظور شفاف كردن ونظام بخشيدن به نحوه عملكرد و اعمال نظارت مالي بر تنخواه گردانها و همچنين ايجاد تسهيل در پرداخت هزينه ها ،دستورالعمل زير تهيه گرديده و از تاريخ ابلاغ لازم الاجرا مي باشد.

« دستورالعمل تنخواه گردان پرداخت »

فصل اول : تعاريف و اصطلاحات مرتبط با تنخواه گردان پرداخت:

ماده  تنخواه گردان پرداخت:

عبارت است از وجه معيني كه از محل وجوه شركت بر اساس اعتبارات ابلاغي از طرف مديرامور مالي يا نماينده وي با تاييد مديرعامل يا مقامات مجاز از طرف وي براي انجام برخي هزينه ها در اختيار واحدها يا كارپردازان (ماموران خريدشركت يا مأموراني كه مجاز به دريافت تنخواه گردان مي باشد قرار مي گيرد تا بتدريج كه هزينه هاي مربوطه انجام پذيرد اسناد هزينه رابصورت هفتگي تحويل و مجدداً وجه دريافت دارند .

ماده  تنخواه دار:

به واحدها يا ماموران خريد (كارپردازانمستقر در پروژها كه مجاز به دريافت تنخواه گردان مي باشند ، اطلاق مي شودواحدهاي مجاز با پيشنهاد مدير امور مالي و تاييد مديرعامل يا قائم مقام وي در شركت تعيين مي گردند.

فصل دومتقسيم بندي تنخواه داران:

ماده 3شرايط اشخاصتنخواه دار:

1از بين مستخدمين رسمي شركت باشد .

2داراي حداقل مدرك تحصيلي ديپلم متوسطه باشد.

3داراي صلاحيت و توانايي لازم براي انجام وظايف مربوطه باشد.

4حداقل سال تجربه كار مفيد در زمينه كارپردازي داشته باشد.

ادامه نوشته

نکات مهم مرتبط با ترازنامه و یادداشت های توضیحی صورتهای مالی



نکات مهم مرتبط با ترازنامه و یادداشت های توضیحی صورتهای مالی

 

1-ترازنامه اطلاعاتی را ارائه می کندکه به وسیله آن میتوان:

الف) نرخ بازده دارایی ها و نرخ بازده حقوق مالکانه را محاسبه کرد.

ب) ساختار سرمایه واحد تجاری را مورد ارزیابی قرارداد .

ج) وضعیت نقدینگی ،توانایی باز پرداخت تعهدات وانعطاف پذیری مالی واحد تجاری را مورد تجزیه و تحلیل قرارداد.

 

2- محدودیت های تراز نامه عبارتند از:

الف) عدم انعکاس ارزش جاری واحد تجاری

ب)حذف برخی ازاقلام بدلیل مشکلات اندازه گیری

ج)استفاده از قضاوت وبرآورد در تعیین برخی از اقلام

 

3- طبق استانداردهای حسابداری ، تراز نامه باید حداقل شامل 12 قلم اصلی به شرح زیر باشد:

الف) دارایی های ثابت مشهود

ب) دارایی های نامشهود

ج)  سرمایه گذاری ها

د) موجودی مواد وکالا

ه) حسابها و اسناد دریافتنی تجاری و سایر حسابهاو اسناد دریافتنی

و)موجودی نقد

ز)حسابها و اسناد پرداختنی تجاری و سایرحسابها و اسناد پرداختنی

ح) ذخیره مالیات

 ‍ط)ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان

ی) بدهی های بلند مدت

ک) سهم اقلیت

ل) سرمایه واندوخته ها

 


ادامه نوشته

هزینه یابی بر مبنای فعالیتABC


مقدمه :

تحولات سریع در صنایع تولیدی جهان ، شامل رقابت سنگین در بازارهای جهانی ، نوآوری های تکنولوژی و پیشرفت سیستمهای رایانه ای بوده است . این تحولات موجب شده که شرکتهایی که توان هم آهنگ کردن عملیات خود را با شرایط جدید داشته اند بصورت شرکتهای موفق جهانی درآیند وشرکتهایی که چنین توانی را نداشته اند از بازار رقابت خارج شوند .همچنین با افزایش سهم فن آوری و سایر اجزای هزینه های سربار در تولید کالاها و خدمات ، روشها هزینه یابی سنتی ، اطلاعات صحیح در مورد هزینه سربار و تسهیم آن فراهم نمی آورد در حالیکه اطلاعات بهای تمام شده محصولات ، خدمات و مشتریان از مهمترین اطلاعات مالی است که برای تصمیمات مدیریت مورد نیاز است . برآورده نشدن اطلاعات مورد نیاز مدیریت توسط سیستم های هزینه یابی سنتی ، حسابداران مدیریت را ناچار از ابداع و بکارگیری روشها و سیستمهایی نموده که جوابگوی نیازهای روز شرکتها باشد و واحد های اقتصادی را به سمت استفاده از سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت ( ABC ) متمایل کرده است که مزایای قابل ملاحظه ای نسبت به روش هزینه یابی سنتی بر مبنای حجم دارد . در ادبیات حسابداری تعاریف مختلفی از هزینه یابی بر مبنای فعالیت ( ABC ) ارائه گردیده است :

  • می هر و دیکین معتقدند : (( هزینه یابی بر مبنای فعالیت یک روش هزینه یابی است که بهای تمام شده محصولات را از جمع هزینه فعالیت هایی که منجر به ساخت محصول می شوند بدست می آورد )
  • هیلتون می گوید : (( هزینه یابی بر مبنای فعالیت روشی است که در آن هزینه ها بر مبنای نسبت سهم فعالیت های صرف شده بوسیله هر محصول ، از یک مخزن هزینه به محصولات مختلف تخصیص داده می شود) .

با نگاهی به مفاهیم و تعاریف فوق ABC بر فعالیت هایی تاکید دارد که برای تولید محصولات و یا ارائه خدمات باید انجام شود و سپس هزینه فعالیتها با توجه به میزان انتفاع هر محصول از فعالیت ها به محصولات تسهیم می شود .


 

روش محاسبه صحیح بهای تمام شده


ادامه نوشته

هزینه یابی استاندارد


هزینه یابی استاندارد

 

هزینه یابی استاندارد:
هزینه یابی استاندارد پی آمد طبیعی کاربرد کنترل بودجه ای است .در کنترل بودجه ای نتایج واقعی عملیات یک دایره با نتایج برنامه ریزی شده مقایسه می شود ، در حالی که در هزینه یابی استاندارد نتایج واقعی تولید و فروش یک محصول را با نتایج برنامه ریزی شده آن می سنجند .

 

هزینه یابی استاندارد روشی برای تعیین هزینه هاست که طبق آن آماری در بر گیرنده اطلاعات زیر تهیه می شود :
الف) هزینه استاندارد 
ب) هزینه واقعی 
 ج) تفاوت بین هزینه استاندارد و هزینه واقعی که آن را مغایرت یا انحراف از استاندارد می نامند .

در روش هزینه یابی استاندارد ، قیمت تمام شده پیش بینی و سپس عملکرد واقعی با آن مقایسه می گردد و علل این مغایرت مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد .

هزینه های استاندارد > هزینه های واقعی = انحراف مساعد 
هزینه های استاندارد < هزینه های واقعی = انحراف نامساعد 

استاندارد هزینه برای هر یک از عوامل هزینه زیر باید جداگانه تعیین شود :
الف)  مواد خام (مستقیم)
ب)    دستمزد مستقیم
ج)     سربار متغیر
د)      سربار ثابت

 

 

انحراف مواد : 

الف) انحراف نرخ مواد (قیمت مواد)     =   مقدار واقعی ( نرخ استاندارد - نرخ واقعی )

ب ) انحراف مصرف مواد (مقدار مواد)  =  نرخ استاندارد ( مصرف استاندارد - مصرف واقعی)

ج )     انحراف کل مواد                 =           انحراف مصرف            -        انحراف نرخ

 

 

 

انحراف دستمزد :

الف) انحراف نرخ دستمزد       = ساعات واقعی ( نرخ استاندارد - نرخ واقعی )

ب ) انحراف کارایی دستمزد  =  نرخ استاندارد ( ساعات استاندارد - ساعات واقعی)

ج ) انحراف کل دستمزد       =      انحراف کارایی دستمزد      -       انحراف نرخ دستمزد

 

انحراف سربار :

الف)انحراف حجم             = نرخ استاندارد سربار ثابت ( ساعت استاندارد  -  ظرفیت عادی )
                                                                     برای تولید واقعی     زمان تولید واقعی شرکت
      
ب ) انحراف قابل کنترل    =  ( سربار استاندارد - سربار واقعی )

سربار استاندارد  = (ظرفیت عادی*نرخ استاندارد سربار ثابت) - (ساعات استاندارد*هزینه های متغیر) 
سربار واقعی      = ( سربار متغیر واقعی + سربار ثابت واقعی)

                                                                                
ج ) انحراف کل سربار       =          انحراف قابل کنترل       -       انحراف حجم
                                     (ظرفیت عادی*نرخ استاندارد) - (ساعت استاندارد*هزینه های متغیر)

 


ادامه نوشته

روشهای هزینه یابی سفارش کار – مرحله ای


 

تعریف هزینه یابی :

محاسبه بهای تمام شده کالاهای ساخته شده و موجودی کالای در جریان ساخت را هزینه یابی می گویند.

برای محاسبه هزینه واحد های تولید شده، لازم است روش مشخصی برای جمع آوری هزینه ها وتخصیص آنها به سفارشات یا محصولات ساخته شده، وجود داشته باشد.

 

تعیین قیمت تمام شده محصولات :

برای تعیین قیمت تمام شده یک واحد محصول ،بهای تمام شده کالای ساخته شده بر تعدادتولید تقسیم می شود.

مؤسسات تولیدی بر اساس نوع وماهیت عملیات تولیدی یکی از دو روش زیر را به کار می برند.

1-روش هزینه یابی سفارش کار                          2- روش هزینه یابی مرحله ای

 

 

1- روش هزینه یابی سفارش کار :

 بسیاری از شرکتهای تولیدی ، محصولات خود را بصورت انفرادی و به تفکیک براساس نیاز مشتریان تولید می کنند. هر یک از تولیدات متفاوت که به طور جدا گانه ساخته می شود «محصول سفارشی » نام دارد.

به طور معمول صنایعی چون ، مؤسسات پیمانکاری ،مؤسسات انتشاراتی ،مبل سازی ،هواپیما سازی، تولیدات لوازم خانگی وماشین آلات ،از روش سفارش کار استفاده می کنند.

روش هزینه یابی سفارش کار، بیشتر درمؤسسات تولیدی قابل استفاده است ولی مؤسسات خدماتی وبازرگانی نیز می توانند برای هزینه یابی خدمات محصولات خود از این روش استفاده کنند.بسیاری از مؤسسات خدماتی ،هر یک از مشتریان خود را به عنوان یک هدف هزینه در نظر می گیرند و خدمات منحصر بفرد وجداگانه ای را برای هریک از آنان ارائه می دهند.

 

تعریف هزینه یابی سفارش کار:مجموعه ای از قواعد و روشها یی برای جمع آوری ،تشخیص ،ثبت و تخصیص هزینه های تولید و همچنین تفکیک سفارش ها  در فرآیند تولید از نقطه شروع تا خاتمه عملیات تولیدی می باشد.

در این روش هزینه های تولید هر سفارش به طور مجزا از سایر سفارش ها جمع آوری و ثبت می شود. اسناد و مدارک مورد نیاز در این روش ،برگ درخواست مواد از انبار، کارت ساعت کار ، برگه ساعات کارکرد کارگران و کارت سفارش کار می باشد.

 

کارت سفارش کار: از این کارت جهت جمع آوری هزینه های مربوط به یک سفارش استفاده می شود. در واقع جمع صورتهای هزینه های سفارش ، مانده حساب کنترل کالای در جریان ساخت  را تشکیل می دهد.

 

 

 

 

 

 

کارت سفارش کار

 

شرکت ...

نام مشتری : ...                                                                             شماره سفارش : ....

نوع محصول: ....                                                                          تاریخ شروع : ......    

                                                                                                 تاریخ تکمیل : ....                    

مواد مستقیم

دستمزد مستقیم

سربار جذب شده

مقدار

نرخ

مبلغ

ساعت

نرخ

مبلغ

مبنا

نرخ

مبلغ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه هزینه های انجام شده :                                         فروش                              ........

مواد مستقیم                      ........                                   هزینه تولید                      ( .......)

دستمزد مستقیم                  ........   

بهای اولیه                        .......                                    سود نا ویژه                      ........

سربار جذب شده                ........                                    هزینه های عملیاتی           (........)   

جمع                                ........                                    سود سفارش                     .......

 

 

- مواد مستقیم : از روی نسخه برگ در خواست مواد از انبار به طور روزانه یا هفتگی نوشته می شود.                                       

- دستمزد مستقیم : از روی خلاصه ای که از برگ ساعات کارکرد کارگران تهیه می شود به طور روزانه یا هفتگی نوشته

می شود.                                                                        

- سربار جذب شده : سربار از پیش تعیین شده است که براساس ساعات کار مستقیم ، دستمزد مستقیم و مواد مستقیم به کار

 می رود  و یا سایر مبنا ها به سفارش تخصیص می یابد .

 


ادامه نوشته

بررسی دو روش هزینه یابی  جذبی ومتغیر


1ـ روش هزینه‌یابی جذبی 2ـ روش هزینه یابی مستقیم یا متغیر
در روش هزینه‌های جذبی : 
کلیه هزینه‌های تولیدی نظیر مواد مستقیم ـ دستمزد مستقیم، سربار متغیر ساخت، سربار ثابت ساخت،‌ دربهای تمام شده موجودی کالای در جریان ساخت منظور می‌گردد.
روش هزینه یابی مستقیم یا متغیر: 
فقط آن قسمت هزینه‌های ساخت به محصولات منظور می‌گردد که مستقیماً با حجم تولید تغییر می‌نماید. 
در روش فوق مواد مستقیم دستمزد مستقیم سربار متغیر ساخت که هزینه‌های متغیر تولیدی می باشد در حساب کالای در جریان ساخت و در بهای تمام شده موجودیهای آخر دوره به عنوان هزینه‌های دوره در صورتحساب سود و زیان منظور می‌گردد.
سربار ساخت را اقلامی مانند هزینه اجاره ـ هزینه استهلاک حقوق و دستمزد و سرپرستان تشکیل می‌دهد و بستگی به تعداد تولید ندارد.
هزینه غیر تولیدی همراه با هزینه‌های اداری و تشکیلاتی و هزینه‌های توزیع و فروش در هزینه‌یابی مستقیم در صورتحساب سود و زیان نشان داده می‌شود. 
تفکیک هزینه‌های سربار به دو بخش ثابت و متغیر به مدیریت امکان می‌دهد که اقلام سربار متغیر تولید را بیشتر کنترل نمود. 
هزینه‌های اداری و تشکیلاتی و هزینه‌های توزیع و فروش در هر دو روش هزینه‌های طی دوره شناخته شده و در صورتحساب سود و زیان منظور می‌گردد.
منظور از طبقه‌بندی طبیعی هزینه‌ها، طبقه‌ بندی براساس تصمیمات اصولی بهای تمام شده کالای فروش رفته و هزینه‌های توزیع و فروش و هزینه‌های اداری و عمومی است.
در هزینه‌یابی مستقیم با متغیر هزینه‌ها طبق گرایش هزینه به ثابت و متغیر تقسیم بندی می‌گردد. 
دو اختلاف اساسی بین هزینه‌یابی جذبی و هزینه‌یابی مستقیم وجود دارد در رابطه با هزینه‌های سربار ثابت ساخت.
1ـ در هزینه یابی جذبی در گزارش تولید هزینه‌های سربار ثابت نشان داده می‌شود. 
در هزینه یابی مستقیم هزینه‌های سربار ثابت ساخت به عنوان هزینه‌های طی دوره در صورت سود و زیان نشان داده می‌شود. 
2ـ در ارائه هزینه‌ها در صورتحساب سود و زیان که در هزینه یابی جذبی با تقسیم بندی طبیعی ولی در هزینه‌یابی مستقیم به عوامل ثابت و متغیر تقسیم گردیده است.
به هزینه‌یابی جذبی هزینه‌یابی کامل نیز می‌گویند: زیرا انواع هزینه‌های ساخت بهای تمام شده کالای ساخت شده را تشکیل می‌دهد.
سرباز ثابت ساخت مکمل است هنگامی که تولید متوقف باشد نیز وجود داشته باشد در حقیقت سربار ثابت ساخت بستگی به مقدار تولید ندارد بلکه تابعی از زمان می‌باشد. 
هزینه‌های غیر تولیدی به شحر زیر طبقه‌بندی گردیده است 1ـ هزینه‌های توزیع و فروش ـ هزینه‌های عمومی و اداری ـ هزینه‌های غیر تولیدی 
تعیین هزینه‌های ثابت و تعمیم در تجربه و تحلیل بهای تمام شده در مقایسه با حجم فعالیت و سود بینهایت مهم می‌باشد.
هزینه‌یابی متغیرفقط هزینه‌های متغیر در بهای تمام شده کالای ساخته شده منظور می‌گردد و سربار ثابت ساخت به عنوان هزینه‌های دوره تلقی می‌گردد. 
بهای تمام شده کالای فروش رفته در هزینه‌یابی مستقیم شامل اقلام متغیر بهای تمام شده کالای فروش رفته است که از فروش کسر می‌شود مبلغ بدست آمده را حاشیه فروش تولید نامیده می‌شود.
حاشیه فروش تولید مشخص می‌کند که چه مبلغ درآمد وجود دارد تا تمام هزینه‌های دوره را بپوشاند و سود مورد انتظار شرکت را تأمین می‌نمایند. 
هنگامی که هزینه‌های متغیر غیر تولیدی از حاشیه فروش و تویلید گر گروه حاشیه فروش خالص بدست می‌آید به طوری که تفاوت بین جمع فروش و هزینه‌های متغیر را حاشیه فروش می‌نامند.
موارد استفاده از هزینه‌یابی مستقیم: راهنمایی برای مدیران در رابطه با تصمیم گیری در مواردی که کدام محصول را بیشتر تولید نمایند یا اینکه تولید کدام محصول را محدود نمایند. 
مدیریت با کمک حاشیه فروش به آسانی می‌تواند در مورد توقف تولید یک محصول تصمیم بگیرد. 
در ارزیابی تعمیرات حاصله ناشی از کاهش قیمتها و تخفیف می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. در محابه سود برآوردی به مدیران کمک می‌کند در قیمت گذاری محصولات و رابطه بین هزینه‌ها حجم قسمت و سود به مدیران کمک می کند
و گزارشگری مالی از تقسیم مجموع هزینه‌های ثابت و سود مورد انتظار بر حاشیه فروش یک واحد تعداد واحدهای فروش رفته بدست می‌آید. 
حاشیه فروش اطلاعات لازم را برای یک تصمیم صحیح در مورد محصولی که بیشترین حاشیه فروش و سود را تأمین کند در اختیار ما قرار می‌دهد.
اگر نسبت حاشیه فروش بیشتر باشد به همان نسبت سود حاصل از فروش محصولات نیز اضافه خواهد شد و بر عکس اضافه یا کسر جذب سربار دو عامل می‌تواند داشته باشد انحراف هزینه یا انحراف کارایی
اگر هزینه سربار ثابت واقعی با هزینه سربار ثابت مورد انتظار تفاوت داشته باشد انحراف هزینه سربار بوجود خواهد آمد. 
اگر ظرفیت واقعی مورد انتظار با ظرفیت مورد استفاده تفاوت داشته باشد انحراف حجم بوجود می‌آید.
کسر جذب سربار = هزینة سربار ثابت مورد انتظار > هزینه سربار ثابت واقعی 
اضافه جذب سربار = هزینة سربار ثابت مورد انتظار < هزینه سربار واقعی 
کسر جذب سربار = ظرفیت مورد انتظار < ظرفیت واقعی 
اضافه جذب سربار = ظرفیت مورد انتظار > ظرفیت واقعی 
ضعف انحراف حجم نامساعد باعث افزایش قیمت تمام شده کالای فروش رفته و خلاف انحراف مساعد انحراف باعث کاهش قیمت تمام شده کالای فروش رفته خواهد شد.
حاشیه فروش هر واحد محصول از تفاوت فروش یک واحد و هزینه‌یابی متغیر هر واحد بدست می‌آید در نتیجه در سالهایی که حجم فروش مساوی باشد حاشیه تولید نیز مساوی خواهد بود
انحراف حجم به هیچ وجه در هزینه‌یابی مستقیم وجود ندارد: زیرا هزینه‌یابی ثابت به حساب تولید تخصیص نمی‌یابد جمع هزینه‌های ثابت که در هر سال در حاصل نشان داده می‌شود هزینه‌های واقعی است. 
صورتحساب سود و وزیان در هزینه یابی مستقیم برای برنامه‌ریزی کنترل و تصمیم گیری داخل ساختمان بسیار مفید تراز هزینه یابی جذبی می‌باشد. 
اگر هزینه‌های استاندارد مورد استفاده قرار گیرد و انحراف به هزینه برده شود مبلغ انحراف به شرح زیر محاسبه می‌شود.
اختلاف سوددر هزینه یابی جذبی و هزینه یابی مستقیم = (نرخ جذب سربار) × (تغییرات در تعداد موجودیها) 
سود بیشتر یا کمتر چه در هزینه‌یابی جذبی و چه در هزینه‌یابی مستقیم بستگی به رابطه تولید و فروش دراد اگر تولید و فروش مساوی باشد سود در هزینه‌های جذبی با هزینه‌های متغییر یکسان خواهد بود. 
اگر تولید بیشتر از فروش باشد سود در هزینه‌یابی جذبی بیشتر از هزینه‌یابی متغیر خواهد بود. زیرا قسمتی از هزینه‌های سربار ثابت در بهای موجودی کالای پایان دوره منظور می شود.
اگر تعداد تولید کمتر از فروش باشد سود در هزینه‌یابی جذبی کمتر از سود در هزینه‌یابی متغیر خواهد بود. 
در صورتی که تولید از سطح فعالیت عادی منحرف گشته باشد انحراف جمع به وجود می‌آید که مقدار انحراف حجم برابر می شود با: 
حاصل ضرب نرخ سربار در تفاوت حجم واقعی تولید و سطح فعالیت عادیانحراف حجم تولید فقط در روش‌ هزینه‌یابی جذبی و هزینه‌ها براساس طبقه‌بندی طبیعی مانند هزینه‌های تولید بازاریابی اداری طبقه‌بندی می‌شود در هزینه‌یابی مستقیم هزینه‌ها براساس گزارش هزینه‌ها به متغیر (هزینه‌های متغیر و هزینه ثابت) طبقه‌بندی می‌شود. 
چهار دسته اختلاف بین هزینه یابی جذبی و هزینه یابی مستقیم: 1 ـ‌ ترکیب هزینه‌های تولید 2ـ ساختار فهرست حسابها 3ـ پردازش جمع آوری اطلاعات 4ـ نحوه تنظیم صورتحساب سود و زیان تولید است. که در هزینه یابی جذبی به عنوان هزینه‌های تولیدی در هزینه یابی متغیر به عنوان اختلاف عمده در مورد سود هزینه‌های سربار ثابت هزینه‌های چادی دوره تلقی می‌شود که باعث متغیر در بهای تمام شده و تنظیم صورتحساب سود و زیان می‌گردد.
هماهنگی بین 2 روش : 1
ـ از یک منبع اطلاعاتی هزینه استفاده می‌‌کند 
2ـ هزینه‌های مواد مستقیم سربار متغیر کارخانه یکسان است و به عنوان هزینه‌های تولید شناخته می‌شود 
3ـ هزینه‌های فروش اداری به عنوان هزینه‌های جادی دوره محسوب می‌شود.
4ـ به جز حسابهای کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده سایر حسابها مشابه یکدیگر می‌باشد. 
اضافات :
هزینه یابی جذبی یا کامل : شیوه ای از هزینه یابی که در آن جمع هزینه های مستقیم ( به تحقیق ) و هزینه های ثابت ( به تقریب ) در بهای تمام شده کالای ساخته منظور می شود . بر عکس در هزینه یابی مستقیم ، فقط هزینه های متغیر ( از جمله سربار متغیر ) جزء بهای تمام شده محسوب می گردد و هزینه های سربار ثابت ( به عنوان هزینه های دوره ) جداگانه در حساب سود و زیان همان دوره ای که هزینه به عمل آمده است منظور می شود .
 هزینه یابی مستقیم یا نهایی : این اصطلاح آمریکایی و مترادف آن در انگلستان Marginal Costing معمول و به معنی این است که جمع هزینه های متغیر محصول را مهمترین مقیاس هزینه تولید آن محصول محسوب کنند . به این استدلال که هزینه های متغیر با میزان تولید و افزایش و کاهش آن ، بالا و پائین می رود.

هزینه ضایعات در حسابداری


هزینه ضایعات  در حسابداری

تعریف ضایعات

ضایعات به واحدهایی اطلاق می شود که شرایط استاندارد تولید
را نداشته و از عملیات تولید کنار گذاشته و یا به ارزش قراضه به فروش می رسند ودر اثرعواملی مانند نابایی مواد خام نامرغوبی یا عدم مهارت کارگران ایجاد می شود.

2-2- طبقه بندی ضایعات

ضایعات عادی

الف: ضایعات عادی غیر قابل فروش

ب: ضایعات عادی قابل فروش

ضایعات غیر عادی

الف: ضایعات غیر عادی و غیر قابل فروش

ب: ضایعات غیر عادی و قابل فروش

2-2-1 ضایعات عادی

ضایعاتی هستند که در وضعیت مطلوب تولید ایجاد شده و قابل کنترل
نمی باشند و دارای این ویژگی هستند که غیر قابل اجتنابند و در فرآیند تولید بطور معمول اتفاق می افتد (قابل پیش بینی هستند و غیر قابل پیشگیری اند (

الف: ضایعات عادی غیر قابل فروش

ضایعاتی هستند که با توجه به وضعیت یکسان تکمیل آنها و ظاهر شدن در جدول معادل آحاد تکمیل شده هزینه آنها طبق توضیحات صفحات بعدی تسهیم می گردد

ب: ضایعات عادی قابل فروش

ضایعاتی هستند که هزینه آنها صرف بازیافت هزینه های مرحله یا
یکی از هزینه های مرحله می شود.

ضایعات غیر عادی

ضایعاتی هستند که انتظار می رود در شرایط مطلوب تولید بوجودآیند وقابل کنترل می باشند، لذا در اثر سهل انگاری و برنامه ریزی نامطلوب ایجاد می شوند( غیر قابل پیش بینی و قابل پیشگیری اند)

ضایعات غیر عادی گذشته از آنکه بصورت یکنواخت یا در مقاطع خاصی شناسایی  می گردند هزینه تولید آنها بر اساس جدول معادل آحاد تکمیل شده محاسبه و به حساب
ضایعات غیر عادی بدهکار و به حساب مرحله وقوع بستانکار می شود ( همیشه بر اساس معادل و درصد تکمیل در جدول گزارش هزینه تولید منظور می شود)

الف: ضایعات غیر عادی غیر قابل فروش

ضایعات غیر عادی در صورتی که غیر قابل فروش باشند در پایان
دوره مالی مانده حساب آنها در صورت سود وزیان تحت عنوان سایر هزینه ها گزارش می شوند.

ب: ضایعات غیر عادی قابل فروش

ضایعات غیر عادی چنانچه قابل فروش باشند بهای فروش آنها باعث کاهش زیان حاصل از ضایعات غیر عادی می شود.

ثبت ضایعات غیر عادی زمان وقوع


ادامه نوشته

هزینه یابی محصولات مشترک و فرعی


محصولات فرعی ، محصولاتی هستند که ارزش نسبی آنها کم بوده و همزمان با محصولاتی که دارای ارزش نسبتاً بالایی هستند تولید می گردد . محصولات پر ارزش را محصولات اصلی می نامند.به طور مثال در یک پالایشگاه ، نفت خام به محصولات متعددی مانند:بنزین ، نفت سفیدو نفت کوره می گردد . بنزین و نفت سفید را محصول اصلی و نفت کوره را محصول فرعی می نامند. هزینه های مشترک : کلیه هزینه های منظور شده به حساب تولید در یک مرحله تا نقطه تفکیک محصولات را هزینه های مشترک می نامند. ضایعات : معمولاً بخشی از مواد اولیه است که در فرآیند تولید ضایع و غیر قابل استفاده می شود این ضایعات فاقد ارزش بازار بوده . قراضه : بخشی از مواد اولیه که در فرآیند تولید به محصول کامل تبدیل نگردیده ولی به نوعی قابل استفاده می باشند و دارای ارزش بازار بوده . قبل از تسهیم هزینه های مشترک به محصولات باید درآمد حاصل از فروش محصول فرعی و قراضه از هزینه های مشترک کسر گردد. برای تسهیم و تشخیص هزینه های مشترک به محصولات روشهای زیرموجود است: 1. روش ارزش نسبی فروش در نقطه تفکیک محصولات 2. روش ارزش خالص بازیافتنی 3. روش نسبت کلی حاشیه فروش ناخالص 4. روش مقداری 5. روش میانگین بهای تمام شده یک واحد 6. روش میانگین ضریب دار 1. روش ارزش نسبی فروش در نقطه تفکیک محصولات طرفداران این روش استدلال می کنند که کالاهای که دارای ارزش بیشتری هستند باید از هزینه های مشترک نیز سهم بیشتری داشته باشند. 2.روش ارزش خالص بازیافتنی در بسیاری از صنایع محصولات مشترک پس از خارج شدن از نقطه تفکیک قابل فروش نمی باشند و نیاز به پردازش و عملیات تولیدی بیشتری دارند. 3. روش نسبت کلی حاشیه فروش ناخالص در این روش هزینه های مشترک به نسبت درصد کلی حاشیه فروش ناخالص بین محصولات تسهیم می گردد. 4. روش مقداری این روش هنگامی مناسب خواهد بود که محصولات تولید شده قابل تبدیل به یکی از واحد های اندازه گیری باشد و در غیر این صورت از روش های دیگر استفاده خواهد شد . 5. روش میانگین بهای تمام شده یک واحد در این روش بهای تمام شده میانگین برای کلیه محصولات تولید شده محاسبه می شود.این روش هنگامی مناسب خواهد بود که نتوانیم هزینه های مشترک را مستقیماً با محصولات به خصوصی ارتباط داد. 6. روش میانگین ضریب دار در این روش با توجه به مقدار مواد مصرف شده و کار انجام شده برای هر یک از محصولات ضرایبی برای مواد اولیه دستمزدو سربار تعیین می گردد. حسابداری محصولات فرعی تفاوت اساسی بین محصولات اصلی و فرعی به ارزش فروش محصولات دارد.به طور کلی روشهای مورد قبول هزینه یابی محصولات فرعی که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرند می توان در دو دسته به شرح ذیل طبقه بندی نمود: الف)در دسته اول هیچ گونه از هزینه های مشترک به حساب محصول فرعی منظور نمی گردد ودرآمد حاصل از فروش محصولات فرعی تحت یکی از عناوین زیر در صورتحساب سود وزیان منظور می گردد. 1. سایر درآمد 2. کاهش در هزینه های تولید 3. به عنوان فروش محصول فرعی 4. کاهش در بهای تمام شده کالای فروش رفته محصولات اصلی توضیح 1 : چنانچه در فروش محصولات فرعی هزینه های اداری و توزیع و فروش مربوط به فروش محصولات فرعی(مانند هزینه آگهی ،انبارداری و هزینه حمل به خارج و ..)به وجود آید ، هزینه های مربوط به محصولات فرعی از درآمد حاصل از فروش محصول فرعی کسر و باقیمانده درآمد مانند یکی از چهار حالت فوق عمل خواهدشد. توضیح 2 : در بعضی مواقع ممکن است محصولات فرعی به عنوان مواد اولیه در سایر دوایر تولیدی مصرف شود و باعث صرفه جویی در خرید بعضی مواد مستقیم و یا غیر مستقیم گردد.که دراین صورت ارزش موادی که محصولات فرعی جایگزین آنها شده اند ارزیابی می گرددو سپس به حساب دایره تولید کننده محصول فرعی بستانکار می گردد. ب) در دسته دوم قسمتی از هزینه های مشترک به حساب قیمت تمام شده محصول فرعی منظور خواهد شد و یک روش هزینه یابی داردو هزینه یابی معکوس است. مثال: هزینه های بعد از نقطه تفکیک 42.000 و محصول فرعی جهت پردازش بیشتر به دایره بعد انتقال داده می شود.هزینه های اداری و توزیع و فروش محصول فرعی 4.000 سود مورد انتظار محصول فرعی 15% می باشد. هزینه یابی محصولات مشترک محصولات مشترک شامل موارد زیر می شوند: 1.محصولات اصلی 2.محصولات فرعی 3.محصولات زائد محصولات اصلی: محصولاتی هستند که جزء اهداف اصلی تولید بوده و در مقیاس با سایر محصولات از ارزش اقتصادی بالا تری برخوردار می باشند. محصولات فرعی: شامل محصولاتی می شود که جزء اهداف اصلی تولید نبوده بلکه تولید آنها همراه محصولات اصلی غیر قابل اجتناب بوده و در مقایسه به محصولات اصلی از ارزش ناچیزی برخودار می باشند. محصولات زائد: موادی هسنتدکه به طور غیر قابل اجتناب در اثر تولید ایجاد می شوند و فاقد ارزش فروش می باشند،در نتیجه هیچ هزینه ای به آنها تخصیصی داده نمی شود. نقطه تفکیک: نقطه ای از فرایند تولید است که در آن نقطه محصولات مشترک قابل شناسایی و از یکدیگر جدا می شوند. هزینه های مشترک: هزینه مشترک ساخت(مواد،دستمزد،سربار) به تمام هزینه هایی گفته می شود که قبل از نقطه تفکیک محصولات مشترک واقع می شوند. هزینه های بعد از نقطه تفکیک: به کلیه هزینه های انجام شده بعد از نقطه تفکیک برای تکمیل محصولات و تبدیل آنها به وضعیت قابل فروش هزینه های بعد از نقطه تفکیک (هزینه پردازش اضافی) گفته می شود. هدف از هزینه یابی محصولات مشترک تعین بهخای تمام شده هر کدام از محصولات است. بهای تمام شده محصولات =هزینه های قبل از نقطه تقکیک + هزینه های بعد از نقطه تفکیک (هزینه های مشترک) (پردازش اضافی( در واقع هزییه های مشترک هزینه های غیر مستقیم و هزینه های بعد از نقطه تفکیک،هزینه های مستقیم محصولات هستند، هزینه های بعد از نقطه تفکیک با استفاده از هزینه یابی مرحله ای انجام می شود وهزینه های مشترک با استفاده از روش های زیر به محصولات تخصیص داده می شود: 1.روش مقداری ( مقادیر فیزیکی ) 2. روش ارزش نسبی فروش در مرحله نهائی 3.روش ارزش نسبی فروش در نقطه تفکیک 4. روش درصد سود ناخالص ثابت(هزینه یابی معکوس) 5.روش ارزش خالص بازیافتنی در نقطه تفکیک ( ارزش برآوردی فروش در نقطه تفکیک) روش مقداری ( مقادیر فیزیکی ) این روش زمانی کاربرد دارد که بتوان محصولات مختلف تولید شده را با یک مقیاس ( متر،کیلو،و . . .) اندازه گیری نمود و همچنین نرخ فروش محصولات در نقطه تفکیک یکسان باشد.در این روش برای تسهیم هزینه های مشترک از نسبت مقدار تولید هر یک از محصولات به مقدار تولید کل استفاده می شود. تعداد تولید کل محصولات مشترک ÷ (مقدار تولید هر یک از محصولات مشترک × هزینه های مشترک ) =سهم از هزینه های مشترک هزینه های بعد از نقطه تفکیک + سهم از هزینه های مشترک =بهای تمام شده محصولات مشترک تعداد تولید هر یک از محصولات ÷ بهای تمام شده محصولات مشترک = بهای تمام شده هر یک از محصولات مشترک روش ارزش نسبی فروش در مرحله نها یی این روش زمانی کاربرد دارد که محصولات مشترک در نقطه تفکیک قابل شناسایی نمی باشند یا فروش آنها در نقطه تفکیک به صرفه نمی باشد و نیاز به پردازش اضافی دارند ،در این روش هزینه های مشترک بر اساس نسبت ارزش فروش نها ئی هر یک از محصولات به ارزش فروش نها ئی کل محصولات تسهیم می شود. ارزش فروش نها یی کل محصولات مشترک ÷ (ارزش فروش نهایی هر یک از محصولات مشترک ×هزینه های مشترک ) = سهم از هزینه های مشترک هزینه های بعد از نقطه تفکیک + سهم از هزینه های مشترک =بهای تمام شده محصولات مشترک تعداد تولید هر یک از محصولات ÷ بهای تمام شده محصولات مشترک = بهای تمام شده هر یک از محصولات مشترک روش ارزش نسبی فروش در نقطه تفکیک این روش زمانی کاربرد دارد که محصولات مشترک در نقطه تفکیک قابل فروش می باشند ،در این روش هزینه های مشترک بر اساس نسبت فروش هر یک از محصولات به ارزش فروش کل محصئلات در نقطه تفکیک تسهیم می گردد. ارزش فروش کل محصولات در نقطه تفکیک ÷ ( ارزش فروش هر یک از محصولات در نقطه تفکیک × هزینه های مشترک ) = سهم از هزینه های مشترک هزینه های بعد از نقطه تفکیک + سهم از هزینه های مشترک =بهای تمام شده محصولات مشترک تعداد تولید هر یک از محصولات ÷ بهای تمام شده محصولات مشترک = بهای تمام شده هر یک از محصولات مشترک روش در صد سود نا خالص ثابت ( هزینه یابی معکوس) این روش زمانی کاربرد دارد مه محصول یا محصولات تحت تأثیر اوضاع اقتصادی جامعه یا سیاست مالی مدیریت از درصد سو ناخالص ثابتی برخوردار هستند.همچنین این روش زمانی کاربرد دارد که محصولات مشترک برای قابل فروش شدن نیاز به پردازش اضافی داشته باشند،در این روش فرآیند هزینه یابی به صورت زیر انجام می شود. فروش ÷ سود نا خالص = در صد سود ناخالص یا فروش ÷{(هزینه های مشترک +هزینه های بعد از نقطه تفکیک) – فروش} =در صد سود ناخالص در صد سود نا خالص – 1 =در صد بهای تمام شده درصد بهای تمام شده × قیمت فروش نها یی هر محصول = بهای تمام شده هر محصول هزینه های بعد از نقطه تفکیک – بهای تمام شده هر محصول = سهم از هزینه های مشترک تعداد تولید هر یک از محصولات ÷ بهای تمام شده محصولات مشترک = بهای تمام شده هر یک از محصولات مشترک نکته:در این روش درصد سود ناخالص برای هر یک از محصولات یکسلن به دست خواهد آمد. روش ارزش نسبی خالص بازیافتنی در نقطه تفکیک ( ارزش برآوردی فروش در نقطه تفکیک) این روش زمانی کاربرد دارد که محصولات مشترک برای قابل فروش شدن نیاز به پردازش اضافی داشته و بخش قابل توجهی از بهای فروش به خاطر هزینه های بعد از نقطه تفکیک باشد. هزینه های بعد از نقطه تفکیک – قیمت فروش نهایی هر محصول = ارزش خالص بازیافتنی هر محصول مشترک در نقطه تفکیک ارزش خالص بازیافتنی کل – ( ارزش خالص بازیافتنی در محصول × هزینه های مشترک ) =سهم از هزینه های مشترک هزینه های بعد از نقطه تفکیک + سهم از هزینه های مشترک =بهای تمام شده محصولات مشترک تعداد تولید هر یک از محصولات ÷ بهای تمام شده محصولات مشترک = بهای تمام شده هر یک از محصولات مشترک 

وجه نقد و کنترل ها

وجوه نقد و كنترلهاى مربوط به آن

كاملترين تعريف « نقد» از لحاظ حسابدارى عبارت است از: «آنچه كه اگر به بانك ارائه شود معادل ارزش اسمى آن ، بدون قيد و شرط و فورا توسط بانك پرداخت گردد». به عبارت ديگر هر دارايى كه يكى از دو شرط زير را داشته باشد مى تواند جزء وجوه نقد محسوب گردد:

الف -  هر دارايى جارى كه در بانك سپرده شده و بدون هيچ قيد و شرطى، آنى بتوان از آن براى مقاصد تجارى استفاده كرد.

ب -  هر دارايى جارى كه بانك به عنوان سپرده بپذيرد.

به عنوان مثال مى توان از اسكناس و مسكوك، چك، حواله هاى بانكى، بروات ديدارى، حسابهاى پس انداز و ديدارى نزد بانكها و ساير نهادهاى مالى به عنوان نقد ياد نمود زيرا به محض ارائه به بانك مبلغ اسمى آنها به حساب مشترى منظور مى گردد.

هرگاه در استفاده از وجوه نقد محدوديتى وجود داشته باشد نمى توان آن وجوه (وجوه محدود شده) را به عنوان مانده وجوه نقد گزارش نمود. به عنوان مثال موجودى حساب جارى واحد تجارى كه به دستور مقامات قضايى در بانك مسدود شده است نبايد جزء وجوه نقد محسوب گردد( لازم به ذكر است كه اينگونه موارد تحت سرفصل ساير دارايى ها در ترازنامه طبقه بندى و گزارش خواهد شد).

((كنترلهاى مربوط به وجوه نقد در درس حسابرسي 2 توسط اساتيد محترم تدريس مى شود.))

اقلامى كه تحت سرفصل وجوه نقد در ترازنامه طبقه بندى مى شوند عبارتند از:

1- صندوق

2- تنخواه گردان

3- حساب بانك

 

صندوق

حساب صندوق، در موسساتى استفاده مى شود كه عمليات جارى آنها، «دريافت و پرداخت» به صورت نقد را ايجاب مى نمايد. حساب صندوق شامل وجوه نقد، اعم از مسكوك و اسكناس، حواله هاى بانكى و ساير اوراقى است كه داراى خصيصه وجه نقد باشند. اما بايد دقت نمود كه مبالغ پرداختى به كاركنان به طور على الحساب و پيش پرداخت به فروشندگان نبايد جزء موجودى صندوق محسوب گردد بلكه بايد به ترتيب در حسابهاى «بدهكاران متفرقه» و «پيش پرداختها» منظور گردند.

اضافه (كسر) صندوق

با توجه به حجم عمليات دريافتها و پرداختها، ممكن است صندوقدار در پايان هر روز با اضافه يا كسرى صندوق مواجه گردد. چنانچه مبلغ اضافه يا كسر، مبلغ با اهميتى باشد، بايد بررسى لازم در اين رابطه به عمل آيد. ولى در صورتى كه اين مبلغ ناچيز باشد و يا ناشى از اشتباهات تشخيص داده شود بايد در دفاتر ثبت گردد. براى اين كار از حسابى به نام «كسرى و اضافات صندوق» استفاده مى شود. چنانچه صندوق كسرى داشته باشد حساب مذكور بدهكار و حساب صندوق بستانكار مى گردد و در صورتى كه حساب صندوق اضافه داشته باشد حساب صندوق بدهكار و حساب كسرى و اضافات صندوق، بستانكار مى گردد. چنانچه جمع اضافات صندوق طى دوره مالى بيشتر از جمع كسرى صندوق گردد طبعا مانده حساب كسرى و اضافات بستانكار و اگر جمع كسرى هاى طى دوره مالى بيشتر از جمع اضافات صندوق باشد، مانده اين حساب بدهكار مى باشد.

در هر دو حالت فوق، با توجه به تصميمات بعدى مديريت موسسه، يا مقررات جارى آن، مانده بدهكار يا بستانكار حساب كسري و اضافات صندوق ممكن است به بدهكار يا بستانكار حساب صندوقدار(بدهى يا طلب وى) و يا به عنوان هزينه يا درآمد متفرقه در دفاتر ثبت گردد. در برخى از موسسات، ماهانه مبلغى به عنوان «كسر صندوق» به صندوقدار پرداخت مى گردد. در اين موسسات صندوق دار مسول جبران كسرى صندوق بوده و ثبتى بابت اضافات صندوق در دفاتر موسسه صورت نمى گيرد.

مثال:


ادامه نوشته

مغایرت بانکی و تهیه آن

عمليات حساب بانكى در دفاتر دارنده حساب، عكس وضعيت اين حساب در دفاتر بانك مى باشد. بدين معنى كه اقلام مندرج در ستون بدهكار حساب بانك در دفاتر دارنده حساب بايد عينا با اقلام مندرج در ستون بستانكار اين حساب در دفاتر بانك مطابقت داشته باشد. بدين ترتيب انتظار مى رود كه مانده دو حساب مذكور همواره برابر باشد. اما به دلايلى به شرح زير ممكن است مانده اين دو حساب در يك تاريخ معين با يكديگر مطابقت نداشته باشند. اين عدم تطابق مى تواند به دلايل زير باشد:

الف- تاخير در ثبت يك يا چند مبادله توسط دارنده حساب يا بانك

ب-  اشتباه در ثبت يك يا چند مبادله توسط هر يك از طرفين(بانك يا دارنده حساب)

براى تعيين دلايل مغايرت بين حساب بانك در دفاتر دارنده حساب و حساب مذكور در دفاتر بانك و اصلاح اشتباهات احتمالى هر يك از دو طرف، لازم است مدارك دارنده حساب با صورتحساب بانك مطابقت داده شده و اختلافات فى مابين مشخص گردد. پس از تطبيق و تعيين موارد اختلاف، نتايج حاصله و نحوه عمل در مورد آنها، در يك صورتحساب تحت عنوان صورت «مغايرات بانكى» تنظيم مى گردد.

اختلاف فى مابين را مى توان به دو دسته تقسيم نمود:

1- عملياتى كه در دفاتر واحد تجارى انجام گرفته ولى هنوز در دفاتر بانك ثبت نشده است. موارد زير از جمله اين عمليات هستند:

الف- چكهاى معوق: به چكهايى اطلاق مى شود كه دارنده حساب صادر كرده و به اشخاص ذينفع تسليم داشته و در دفاتر خود ثبت مربوط به صدور آنها را انجام داده است ولى دارندگان اين چكها هنوز به بانك مراجعه نكرده اند و لذا در دفاتر بانك هيچ ثبتى از اين بابت صورت نگرفته است.

ب- دريافت وجه چكها، بروات و سفته هاى دريافتى موسسه توسط بانك. هر واحد تجارى مى تواند چكها، سفته ها و بروات دريافتنى خود را از طريق سيستم بانكى وصول نمايد. برخى از اين واحدها ممكن است به مجرد سپردن اينگونه اسناد جهت وصول، با بدهكار نمودن حساب بانك ثبت حسابدارى مربوط را انجام دهند ولى بانك تا تاريخ وصول قطعى آنها، از واريز وجه به حساب جارى واحد تجارى خوددارى مى نمايد و از طرف ديگر وصول اين اسناد ممكن چند روزى به طول انجامد.

ج- وجوه در راه (وجوه بين راهى): هنگامى كه مبالغى به منظور واريز به حساب جارى بانك ارسال مى گردد، اين مبالغ به محض ارسال در دفاتر واحد تجارى ثبت مى شود ولى ممكن است اين رويداد بلافاصله در دفاتر بانك به ثبت نرسد. مثلا وجوهى كه عصر آخرين روز ماه به بانك توديع مى شود، در همان روز در دفاتر شركت ثبت مى گردد در صورتى كه در دفاتر بانك به تاريخ روز بعد (اولين روز ماه بعد) ثبت مى شود.

د- چكهاى لاوصول: گاهى اوقات موسسات (واحدهاى تجارى) چكهاى خود را نزد بانكى كه داراى حساب جارى نزد آن بانك مى باشند مى سپارند تا وجه آن پس از وصول به حساب جارى آنها منظور گردد. واحد تجارى هنگام تحويل چك به بانك، معادل وجه چك، حساب بانك را در دفاتر خود بدهكار مى نمايد. چنانچه چك مذكور لاوصول (بى محل) تشخيص داده شود، مراتب توسط بانك به دارنده حساب اطلاع داده مى شود تا حساب بانك را دفاتر خود معادل مبلغ چك بستانكار نمايد.

ﻫ - اشتباهات: در جريان ثبت عمليات مربوط به حساب بانك در دفتر موسسه ممكن است اشتباهات گوناگونى رخ دهد. اين اشتباهات مى تواند در ثبت بدهكار و بستانكار حساب بانك، اشتباه در جابجايى ثبت ارقام (مثلا ثبت مبلغ 25000 ريال در دفاتر واحد تجارى به مبلغ 52000 ريال) و نيز مبالغ مربوط به واريزها و برداشتهاى يك حساب جارى كه در دفاتر به حساب جارى ديگر منظور شده باشد.

2- عملياتى كه در دفاتر بانك انجام شده و ثبت مربوطه نيز صورت گرفته ولى هنوز در دفاتر واحد تجارى انعكاس نيافته است. از جمله اين عمليات مى توان به موارد زير اشاره كرد:

الف- برداشتهايى كه بانك انجام مى دهد: برداشتهاى مختلفى ممكن است با اجازه صاحب حساب از طرف بانك از حساب جارى شركت صورت گيرد. مثلا برداشت بابت كارمزد كه معمولا بانكها درقبال خدمات خود از قبيل وصول چكها و سفته ها و بروات از حساب جارى موسسه انجام مى دهند يا برداشت بابت اعتبارات اسنادى و برداشت بابت سفته هاى تنزيلى واخواست شده (ممكن است طبق قرارداد خاصى، چنانچه متعهد اصلى سندى كه بانك آن را تنزيل نموده است، در تاريخ سررسيد از پرداخت مبلغ سند خوددارى نمايد، بانك مجاز باشد برداشت نمايد) در مورد كليه برداشتهاى فوق ممكن است اعلاميه بدهكار تا تاريخ ارسال صورتحساب بانكى به موسسه واصل نشده و اثر اين برداشتها در دفاتر منعكس نشده باشد. در اين حالت موسسه بايد پس از دريافت اعلاميه بدهكار، ثبتهاى لازم را در دفاتر خود انجام دهد.

ب- وجوه دريافتى توسط بانك: اين وجوه به حساب موسسه دارنده حساب واريز شده ولى اعلاميه بستانكار آن هنوز به موسسه مذكور واصل نشده و در حسابهاى وى ثبت نشده است. برخى موسسات مطالبات خود را از طريق حسابهاى جارى وصول مى مايند و با اعلام شماره حساب جاى خود، از بدهكاران مى خواهند كه بدهى خود را به حساب جارى موسسه نزد بانك واريز نمايند. بانك نيز به محض دريافت مبلغى از بدهكاران موسسه، اعلاميه بستانكار براى صاحب حساب ارسال مى دارد.

ج- اشتباهات: همانند دفاتر موسسه بانك نيز در عمليات روزانه خود ممكن است اشتباهاتى از قبيل اشتباه در اعداد و ارقام، اشتباه در برداشت از حسابى و ثبت در حساب ديگر و ديگر اشتباهاتى كه به هر نحو موجب عدم تطابق مانده حساب بانك در دفاتر موسسه و مانده آن در دفاتر بانك مى شود، مرتكب گردد. اين گونه اشتباهات نياز به اصلاح در دفاتر ندارند زيرا موسسه درست عمل نموده است.





ادامه نوشته

حسابدارى خريد و فروش كالا در موسسات بازرگانى

بانى عمومى حسابدارى بيان و مراحل پياپى انجام عمليات حسابدارى در يك موسسه خدماتى تشريح شد . در اين فصل ، با توضيح عمليات حسابدارى مربوط به خريد و فروش كالا ، چرخه حسابدارى موسسات بازرگانى تشريح مى شود ∙ تفاوت اصلى حسابدارى موسسات خدماتى با موسسات بازرگانى در اين است كه ، درآمد موسسات خدماتى از محل حق الزحمه و كارمزد خدماتى تحصيل مى شود كه براى مشتريان انجام مى دهند؛ حال آنكه درآمد اصلى موسسات بازرگانى حاصل جمع مبالغى است كه از فروش كالاها عايد مى گردد؛ و براى تعيين سود موسسات بازرگانى ، علاوه بر هزينه عمليات بايد بهاى تمام شده كالاى فروش رفته نيز از درآمد فروش كسر شود ∙ به عبارت ديگر سود موسسات بازرگانى از رابطه زير بدست مى ايد:

( هزينه عمليات + بهاى تمام شده كالاى فروش رفته ) – فروش  =  سود  

 پيش از تشريح جزئيات عمليات حسابدارى موسسات بازرگانى جا دارد كه ابتدا توضيح مختصرى درباره موقعيت موسسات بازرگانى در بين موسسات انتفاعى داده شود و سپس درباره عمليات خريد و فروش كالا مطالبى كلى عنوان گردد∙

طبقه بندى موسسات انتفاعى

موسسات انتفاعى را بر حسب نوع فعاليتهائى كه به آن اشتغال دارند ، مى توان به ترتيب زير طبقه بندى كرد:

موسسات خدماتى (service enterprises)   موسساتى هستند كه خدماتى را به مشتريان عرضه و در ازاى آن كارمزد يا حق الزحمه دريافت مى كنند . مانند : بانكها ، تعميرگاهها ، هتل ها ، بنگاه هاى باربرى و مسافربرى و نظاير آن ∙

موسسات توليدى يا صنعتى (manufacturing enterprisees)  موسساتى هستند كه انواع فرآورده ها و كالاهاى بادوام يا مصرفى را معمولا با بكار گرفتن سرمايه و نيروى انسانى ماهر و با استفاده از ابزارها و ماشين آلات و تاسيسات مى سازند يا توليد مى كنند و آنها را مستقيما و يا از طريق شبكه هاى توزيع به فروش مى رسانند ∙ مانند كارگاهها ، نيروگاهها و نظاير آنها

موسسات بازرگانى (trading enterprises)   موسساتى هستند كه به خريد و فروش انواع مواد خام ، محصولات كشاورزى و كالاهاى ساخته شده اشتغال دارند . مانند : تجارتخانه ها ، كسبه ، فروشگاهها ، موسسات و شركتهاى تجارتى ∙

فعاليت اصلى موسسات بازرگانى خريد انواع فرآورده ها و كالاها از توليد كنندگان و عرضه آن به خريداران است . اين گونه موسسات معمولا در شكل و محتواى كالاهائى كه خريدارى و به فروش مى رسانند ( بغير از بسته بندى و نظاير آن) تغييرى نمى دهند ، بلكه كالاها را خريدارى ، حمل ، انبار و در محل و موقع مناسب به مشتريان عرضه مى كنند ∙

روشهاى فروش كالا

روشهاى متنوعى در فروش انواع فرآورده ها و كالاهاى مصرفى و با دوام بكارمى رود كه از جمله مى توان فروش نقد ، فروش نسيه ، فروش اقساطى و فروش امانى را نام برد. در اين مبحث تنها دو روش متداول فروش ، يعنى فروش نقد و نسيه مورد بحث است ∙

فروش نقد (cash sale)   معامله اى است كه براى تسليم كالا و پرداخت بهاى آن موعدى در آينده مقرر نشود و تحويل كالا از طرف فروشنده و پرداخت بهاى آن از طرف خريدار به طور همزمان باشد . اغلب فروشگاهها و خرده فروشان ، كالاهاى خود را نقدى مى فروشند ∙

فروش نسيه(credit sale)    معامله اى است كه كالا در زمان حال تحويل و براى پرداخت بهاى آن موعدى در آينده مقرر شود و فروشنده  موافقت نمايد كه قيمت را مدتى پس از تحويل كالا از خريدار دريافت نمايد . بسيارى از توليدكنندگان و غالب عمده فروشان ، كالاهاى خود را به نسيه مى فروشند و معمولا مهلتى بين 30 تا 90 روز براى پرداخت بهاى كالا به خريدار مى دهند ∙

صورتحساب يا فاكتور فروش

مواد خوراكى و بسيارى از كالاهاى مصرفى روزانه كه معمولا در مغازه هاى خرده فروشى ، سوپر ماركتها و فروشگاههاى بزرگ عرضه مى شود ، غالبا با داد وستد ، خريد و فروش مى شود ∙ در اين نوع معاملات معمولا سند و مدركى بين خريدار و فروشنده مبادله نمى شود و تنها در برخى از موسسات خرده فروشى و فروشگاههاى بزرگ ، نوار ماشين صندوق ( ماشين ثبت فروش نقدى ) به عنوان مدرك فروش به خريدار داده مى شود ∙ اما در فروش نقدى اغلب كالاهاى بادوام و برخى از كالاهاى مصرفى ، بر حسب نوع كالا و سيستم حسابدارى موسسه فروشنده برگه فروش نقدى صادر و يا از برچسب ، برگه كالا و يا مدرك ديگرى به عنوان صورتحساب فروشنده استفاده مى كند و اين مدرك را پس از دريافت پول همزمان با تحويل كالا به خريدار     مى دهد. در عمده فروشى كالاها و معاملات نسيه براى روشن بودن شرايط معامله فروشندگان معمولا سندى به نام صورتحساب ، سياهه يا فاكتور فروش تهيه مى كنند ∙ در فاكتور فروش اطلاعات زير درج مى شود .

1-  شماره فاكتور

2-  تاريخ معامله

3-  نام فروشنده

4-  نام خريدار ( يا مشترى )

5-  شرايط حمل و تحويل و بها‌ى كالاى فروخته شده

6-  نوع ، مشخصات ، شماره ، مقدار ، قيمت فروش واحد (نرخ) كالاى فروخته شده

7-  جمع مبلغ فروش

تخفيفات

موسسات بازرگانى  براى افزايش حجم فروش و تسريع در وصول مطالبات خود تدابير گوناگونى را بكار      مى گيرند كه يكى از مهمترين آنها اعطاى تخفيف است‌ . انواع تخفيفاتى كه موسسات بازرگانى اعم از توليد كنندگان ، عمده فروشان و خرده فروشان ، بر حسب نوع فعاليت خود ، به مشتريان اعطا مى كنند را مى توان در دو گروه اصلى زير طبقه بندى كرد :

تخفيفات تجارى (trade discounts) ∙ فروش كالا به قيمتى ارزانتر از قيمت مندرج در فهرست قيمت (كاتالوگ) يا برچسب كالاهاى يك موسسه را اعطاى تخفيف و كاهشى را كه در قيمت داده مى شود ، تخفيف تجارى مى نامند ∙  تخفيفات تجارى قاعدتا بر حسب درصدى از قيمت كالا تعيين مى گردد و معمولا به گروههاى مختلف مشتريان و در مواردى به نرخهاى متفاوت اعطا مى شود ∙

نكته: تخفيفات تجارى از كل مبلغ فاكتور يا صورتحساب فروش كسر مى شود و معمولا در مدراك و دفاتر حسابدارى فروشنده و خريدار ثبت نمى شود ∙

 تخفيفات نقدى   (cash discounts) ∙  در اوضاع و احوال عادى و با ثبات  اقتصادى ، اغلب توليدكنندگان و عمده فروشان ، كالاهاى خود را به نسيه مى فروشند ∙ در فروش نسيه كالا ، فروشنده علاوه بر ارزيابى اعتبار يكايك مشتريان و تعيين سقفى براى فروش نسيه به هر يك از آنان معمولا مهلتى را براى پرداخت مبلغ فاكتور تعيين مى كنند كه به آن شرط فروش نسيه مى گويند ∙

حسابداران و نسبتهای مالی


تجزیه و تحلیل مالی فرایندی است که طی آن مشخصات و ویژگیهای بارز مالی و عملیاتی واحد اقتصادی با استفاده از صورتهای مالی و سایر اطلاعات مالی مشخص می شود و در امر تصمیم گیری ، استفاده کنندگان از صورتهای مالی را یاری می کند . یکی از روشهای متداول تجزیه و تحلیل صورتهای مالی ، تجزیه و تحلیل صورتهای مالی با استفاده از نسبتهای مالی می باشد . نسبتهای مالی در یک دسته بندی کلی به پنج دسته تقسیم می شوند : 
۱- نسبتهای نقدینگی : 
نسبتهایی هستند که کفایت و قدرت نقدینگی موسسه را در قبال بازپرداخت بدهیهای کوتاه مدت مشخص می کند . این نسبت بیشتر مورد توجه بستانکاران کوتاه مدت موسسه و افرادی است که تصمیم دارند به موسسه وام بدهند . 
۲- نسبتهای اهرمی : 
نسبتهایی هستندکه میزان تأمین مالی از منابع مالی خارجی را مشخص می کند . یعنی وجوهی که توسط صاحبان شرکت ( سهامداران ) تأمین شده با وجوهی که از طریق وام بدست آمده مقایسه می شود .
۳- نسبتهای فعالیت :
نسبتهایی هستند که میزان کاربرد دارائیها را مشخص می کند و سطح فروش را با حسابهای مختلف دارایی مانند موجودی کالا ، حسابهای دریافتنی ، دارایی ثابت و غیره می سنجد . 
۴- نسبتهای سودآوری :
این نسبتها نتیجه کالایی فعالیت ها و توان بهره برداری شرکت را از طریق سود ارزیابی می کنند .
۵- نسبتهای مالکیت : 
این نسبتها بطور مستقیم و غیر مستقیم پیوند دهنده سود نقدینگی هستند و به سهامداران در ارزیابی نقدینگی ها و سیاستهایی که بر قیمت بازار سهام تأثیر می گذارند کمک می کند یعنی آنان می توانند با استفاده از این نسبتها وضعیت سرمایه گذاری خود را در شرکت در زمان حال و آینده بررسی کنند . همانطور که پیداست این نسبتها بیشتر از همه مربوط به صاحبان سهام است . این روزها اگر کسی بخواهد در زمینه بورس و سهام فعالیت کند باید بتواند نسبتهای مالی یک موسسه را محاسبه کند . نسبتها مانند کلیدهایی هستند که در های بسته را باز می کنند . وقتی که شما یک صورت مالی را در اختیار دارید و می خواهید به موسسه صاحب آن صورت مالی وام بدهید ، بهترین کار محاسبه نسبتهای نقدینگی موسسه مذکور است . نسبتهای اهرمی نیز کارایی بالایی دارند . از طریق این نسبتها می توان نسبت بدهی به دارایی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام را مشخص نمود . ضمناً میتوان میزان توانایی یک موسسه در پرداخت بهره را محاسبه نمود . نسبت دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد که درآمد شرکت تا چه اندازه برای پوشش هزینه های ثابت کافی است . نسبتهای فعالیت که شامل : نسبت گردش موجودی کالا ، نسبت متوسط دوره وصول مطالبات ،نسبت گردش حسابهای دریافتنی ، نسبت گردش دارائیهای ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی هاست ، خود جای صحبت بسیار دارد که در این مطلب نمی گنجد . البته هدف این است که شما آگاه شده و خود به دنبال اصل مطلب باشید . نه اینکه همه چیز برای شما یکجا آماده شود . نسبتهای سودآوری و مالکیت هم که اهمیت خاصی برای مدیریت سهام دارد معمولاً کمتر مورد توجه سهامداران قرار می گیرد . معمولاً سهامداران تنها با توجه به سابقه یک موسسه ، اقدام به خرید سهام آن موسسه می نمایند . شاید دلیل اصلی این اقدام ، دانش ناکافی سهامداران در ایران است . معمولاً در ایران سرمایه و تجربه حرف اول را میزند و دانش جایگاه خواصی ندارد . توجه داشته باشید که اگر تجربه و دانش در هم آمیخته شود و سرمایه در کنار این ترکیب قرار گیرد در این صورت نه تنها نتیجه مطلوب تری حاصل می شود بلکه ریسک سرمایه گذاری نیز کاهش می یابد . در اینجا به تمامی سهامداران توصیه می کنم تا مطالعه ای هرچند اندک درباره نسبتهای مالی داشته باشند تا با چشمان باز به کارگزار خود دستور خرید بدهند .

نسبتهای مالی برای تجزیه و تحلیل وضعیت مالی و سود آوری شرکتها

البته یادآوری می شود که نسبتهای مالی بسیاری وجود دارد که می شود از آنها استفاده کرد
نسبت های نقدینگی
نسبت های فعالیت
نسبت های اهرمی
نسبت های سود آوری
نسبت بازده سرمایه گذاریهاr.o.i 
نسبتهای ارزش بازار
تجزیه و تحلیل نسبتها با تجزیه وتحلیل افقی وعمودی کاملا" متفاوت می باشد.
برای تکمیل تجزیه و تحلیل مالی مقایسه ای ارقام حسابهای مختلف با یکدیگر ضرورت دارد.این بررسی از طریق تجزیه و تحلیل نسبتها انجام می گیرد.نسبتهای مالی زیادی وجود دارد،
که تحلیلگران مالی با توجه به اهمیتی که برای روابط بین اقلام قائل هستند،آنها را مورد استفاده قرار می دهند.
تحلیلگران مالی معمولا" نسبتها را به دو شکل مورد بررسی قرارمی دهند:
1) مقایسه با صنایع مشابه
2) تجزیه و تحلیل روند: نسبتهای مربوط به دوره جاری با نسبتهای سالهای گذشته و نسبتهای مورد انتظار عادی مقایسه می شود تا مشخص گردد آیا وضعیت مالی شرکت رو به بهبود
است یا خیر.
تجزیه و تحلیل افقی :
بررسی روند حسابها طی چند سال مختلف می باشد،به طور مثال کسب 3 میلیون ریال سود در سال جاری در مقایسه با 1 میلیون ریال سود سال مالی قبل به نظر مطلوب و امیدوار
کننده می رسد ولی درمقایسه با 4 میلیون ریال سود سال قبل آن رضایت بخش نمی باشد، تجزیه و تحلیل افقی غالبا" در صورتهای مالی مقایسه ای نشان داده می شود و بعضا"
برای اینکه نتیجه مطلوبتری به رست بیاید،از صورتهای مالی 5 سال استفاده می شود
تجزیه و تحلیل عمودی :
در تجزیه و تحلیل عمودی یک قلم مهم درصورتهای مالی به عنوان ارزش پایه به کارگرفته می شود و سایر اقلام آن صورتهای مالی با این قلم پایه مقایسه می شود. به عنوان مثال
در تجزیه و تحلیل عمودی ترازنامه مجموع داراییها یا مجموع بدهیها و حقوق صاحبان سهام،100% در نظرگرفته شده و هریک از اقلام داراییها نسبت به مجموع داراییها و هر یک از اقلام
بدهیها و حقوق صاحبان سهام نسبت به مجموع بدهیها و حقوق صاحبان سهام محاسبه می شود.درصورت سود وزیان نیز فروش خالص معادل 100% در نظرگرفته شده وسایرحسابها
نسبت به آن سنجیده می شوند.
تجزیه و تحلیل عمودی به منظور افشای ساختاردرونی سازمان به کار می رود، افشای اطلاعاتی نظیر روابط موجود بین هر یک ازحسابهای سود و زیان و درآمد فروش و ترکیب داراییهایی
که ایجاد ترکیب منابع سرمایه شامل بدهیها،اعم ازجاری یا بلند مدت و یا حقوق صاحبان سهام و غیره…؛علاوه بر این نتایج تجزیه و تحلیل عمودی برای ارزیابی موقعیت نسبی شرکت در
صنعت به کارمی رود.
لازم به ذکر است در تجزیه و تحلیل افقی و تجزیه و تحلیل عمودی رقم خاص با یک رقم درهمان طبقه یا همان حساب مقایسه می شود.

نسبت های نقدینگی
حاشیه ایمنی اعتباردهندگان / سرمایه در گردش = بدهیهای جاری – داراییهای جاری
توانایی پرداخت بدهیهای جاری از محل داراییهای جاری/ نسبت جاری = بدهیهای جاری ÷ داراییهای جاری
توانایی دقیقتر برای پوشش بدهیهای جاری/ نسبت آنی (سریع) = بدهیهای جاری ÷ ( (پ.پ + موجودی کالا) - داراییهای جاری

نسبتهای فعالیت :
نشان دهنده سرعت وصول مطالبات/ نسبت حسابهای دریافتنی = متوسط حسابهای دریافتنی ÷ ب.ت.ک.ف
متوسط حسابهای دریافتنی = 2 ÷ (حسابهای دریافتنی پایان دوره + حسابهای دریافتنی اول دوره )
متوسط دوره وصول طلب = نسبت حسابهای دریافتنی ÷ 365
نشان دهنده سرعت گردش کالا/ نسبت گردش کالا = = متوسط موجودی کالا ÷ ب.ت.ک.ف
متوسط موجودی کالا = 2 ÷ (موجودی کالا پایان دوره + موجودی کالا اول دوره )
نسبت دوره گردش کالا = نسبت گردش کالا ÷ 365
توانایی به کارگیری موثرداراییها/ گردش مجموع داراییها = متوسط مجموع داراییها ÷ فروش خالص


نسبتهای اهرمی :نشان دهنده داراییهایی است که از طریق بدهیها تأ مین شدند/ نسبت بدهی = مجموع داراییها ÷ مجموع بدهیها 
توانایی پرداخت بدهیها/ نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام / نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام = مجموع بدهیها ÷ مجموع حقوق صاحبان سهام
تحمل شرکت در کاهش سود / پوشش هزینه بهره = هزینه بهره ÷ سود قبل از بهره و مالیات

نسبتهای سود آوری :
درصد هرریال فروش را نشان می دهد که پس از کسر ب.ت.ک.ف باقی می ماند/ نسبت سود نا خالص = فروش خالص ÷ سود نا خالص
سودآوری درآمدها را نشان می دهد/ نسبت سود خالص = فروش خالص ÷ سود خالص
(r.o.i) بازده سرمایه گذاریها
برای اندازه گیری عملکرد شرکت می باشند، 2 نسبت :
میزان کارایی مدیریت در بکارگیری منابع موجود در جهت کسب سود/ بازده مجموع داراییها r.o.a = متوسط مجموع داراییها ÷ سود خالص
بازده سرمایه گذاری صاحبان سهام را نشان می دهد/ بازده حقوق صاحبان سهام e.o. R = (حقوق صاحبان سهام ÷ مجموع داراییها ) × بازده مجموع داراییها

نسبتهای ارزش بازار : 
یاد آِوری می شود برای شرکتهائی است که در بورس وارد شده باشند


عملکرد شرکت / سود هر سهم (eps) = تعداد سهام منتشره ÷ سود خالص
ارزیابی شرکت/ نسبت قیمت به سود (p/e) = سود هر سهم ÷ قیمت روز هر سهم
نسبت ارزش دفتری هر سهم = تعداد سهام منتشره ÷ مجموع حقوق صاحبان سهام
دریافت سود سهام را نشان می دهند :
بازده سود سهام = قیمت بازار هر سهم ÷ سود سهام پرداختی به هر سهم
نسبت پرداختی سود هر سهم = سود هر سهم ÷ سود سهام پرداختی به هر سهم

بودجه بندی عملیاتی

بودجه بندی عملیاتی در ایران علی رغم توسعه روزافزون وظایف و برنامه های دولت و ضرورت استقرار یک سیستم اطلاعاتی موثر و مفید در مدیریت مالی سازمانهای دولتی، حسابداری دولتی تحول و دگرگونی اساسی و قابل ملاحظه ای نداشته است و باتوجه به ارتباط مستقیم مدیریت مالی سازمانهای دولتی با بودجه مصوب سالانه دولت و اهمیت کنترل بودجه ای در حسابداری دولتی، لذا جهت گیری هدفهای دولت در بعد اقتصادی با توجه به موارد ذیل حائزاهمیت است:
۱ ) ارتقاء کیفیت ارائه خدمات به مردم؛
۲ ) استفاده بهینه از منابع و ظرفیتهای موجود؛
۳ ) فراهم آوردن زمینه های استاندارد کردن خدمات دستگاههای دولتی؛
۴ ) افزایش انگیزه کارکنان و مدیران و اعطای اختیارات لازم به آنان؛
۵ ) جایگزینی کنترل نتایج فعالیتها به جای کنترل مراحل انجام کار.
عملیات سازمان درصورتی کارآمد و اقتصادی است که به تولید کالاها و یا ارائه خدمات مفید و موردانتظار منجر شود، زیرا کارآمدترین تولیدکننده هر محصول که تقاضایی برای آن وجود ندارد، ناگزیر از تعطیل کار خود است. با وجود این، بسیاری از شرکتهای دولتی هنوز برمبنای اصل چگونگی انجام عملیات به جای تعیین نوع عملیات و دلایل انجام کار می کنند.
در سازمانهای دولتی، معمولاً قوانین و مقررات، استانداردهای کنترل کننده برای کارکنان محسوب می شوند و لازم است باتوجه به حرکت جدی دولت به سمت آزادسازی اقتصــاد و ایجاد بازارهای رقابت، توجه به هزینه ها و نحوه تهیه بودجه و عملیاتی تر شدن آن هرچه بیشتر موردتوجه قرار گیرد.
در بودجه بندی عملیاتی (performance budgeting) علاوه بر تفکیک اعتبارات به وظایف، برنامه ها، فعالیتها و طرحها، حجم عملیات و هزینه های اجرای عملیات دولت و دستگاههای ذیربط براساس روشهای حسابداری بهای تمام شده، محاسبه و تعیین می گردد. لذا ارقام پیش بینی شده در بودجه عملیاتی متکی به تجزیه و تحلیل تفصیلی برنامه ها، فعالیتها، عملیات و قیمت تمام شده آنان برپایه اهداف و مقاصد دولت است، که در آن بخشی از هزینه های عمومی و استهلاک دارائیهای سرمایه ای به واحدهای عملیاتی برنامه ها و فعالیتها تخصیص می یابد.
تدوین و اجرای بودجه عملیاتی در دستگاههای دولتی مستلزم کاربرد حسابداری تعهدی، به منظور تعیین هزینه های واقعی برنامه ها و فعالیتهاست. هماهنگی و یکنواختی طبقه بندیهای بودجه ای و حسابداری و تطبیق آنها با ترکیب سازمانی دستگاههای دولتی از یک طرف و ارتباط وظایف برنامه ریزی، بودجه ریزی و حسابداری دولتی از طرف دیگر نیز از ضروریات بودجه عملیاتی و ایجاد اطلاعات کافی برای مدیریت منابع و وجوه عمومی است.
در بودجه عملیاتی از طبقه بندی عملیاتی جهت اعتبارات استفاده می شود. در طبقه بندی عملیاتی کالا و خدمات خریداری شده، به جای طبقه بندی برحسب نوع و ماهیت به عنوان عوامل و اجــــزای فعالیتها تلقی و طبق بندی می گردند. برای نمونه مواد و مصالح ساختمانی مصرف شده توسط سازمان دولتی، بخشی از بهای تمام شده، جاده، پل یا ساختمان ساخته شده محسوب و طبقه بندی می گردد. زیرا مواد و مصالح مذکور در ترکیب با سایر تجهیزات و خدمات استفاده شده حاصل نهایی خاصی را که جزئی از وظایف و اهداف و برنامه های سازمان دولتی است، ایجاد می کند. به عبارت دیگر، مواد، کالا و خدمات خریداری شده با محصول و تولید نهایی (end-product) ارتباط داده می شود. طبقه بندی عملیاتی مدارک و اسناد قابل قبول و واقعی را که ممکن است در تشخیص کارایی&، سطوح مختلف مدیریت مفید باشــــد، ایجاد می کند و بیان می دارد که علت افزایش هزینه های بهای تمام شده برنامه ها، افزایش حجم عملیات است یا افزایش هزینه ها برای حجم ثابت است. شکل شماره یک طبقه بندی در بودجه عملیاتی را نشان می دهد.
گرچه طبقه بندی عملیاتی برحسب فعالیتها توجه مدیریت را به برنامه ها و هزینه های تمام شده آنها جلب می کند ولی باید توجه داشت که هزینه های تمام شده همه فعالیتها به خودی خود، ارزش واقعی آنها را نشان نمی دهد. لذا در اکثر برنامه های دولت، فعالیتها به عنوان واحــــــدهای اندازه گیری عملیات به کار می روند، زیرا، دارای قابلیت انعطاف و متناسب با ساختارهای سازمانی موجود هستند. دوران گذار از بودجـــه بندی برنامه ای به سوی بودجه بندی عملیاتی سرآغازی است برای:
▪ عبور از حسابداری نقدی به طرف حسابداری تعهدی؛
▪ گامی موثر و مفید درجهت شفافیت سازی هرچه بیشتر هزینه ها؛
▪ زمینه ای برای انجام اصلاحات ساختاری و عقلانی تر کردن نقش دولت در فعالیتهای اقتصادی.